![]() |
کلشتر دات کام |
![]() |
آرشیو مطالب |
![]() |
تماس با مدیریت وبلاگ |
![]() |
صفحه نخست |
![]() |
![]() پيغام مدير : با عرض سلام و خسته نباشید.اميدوارم مطالب اين وبلاگ مورد استفاده ي شما قرار گيرد .
نقطه نظرات و انتقادات خود را در قسمت نظرات به ما انتقال دهید و پاسخ خود را در ادامه مطلب مشاهده نمایید. جا دارد که در اینجااز کمکهای پسر خالم حامد که برای راه اندازی این وبلاگ کمک زیادی به من کردند کمال تشکر را داشته باشم. با تشکر مسعود رفیعی کلشتری keleshtercity@yahoo.com kingmasoud@yahoo.com m68rafie@gmail.com
RSS طراح قالب |
زیتون!!! زیتونها (نام علمی: Olea europaea) شامل تقریباً 20 گونه درختان کوچک از خانواده Oleaceae بوده و در جهان کهن از حوزه دریای مدیترانه، شمال افریقا، جنوب شرقی آسیا، شمال تا جنوب چین، اسکاتلند و شرق استرالیا پراکندگی گستردهای داشته اند. آنها همیشه سبز بوده و دارای برگهایی کوچک و یکپارچه هستند که روبروی هم قرار گرفته اند. میوه این گیاه یک شفت میباشد. معروفترین گونه شناخته شده این گیاه زیتون اروپایی نام دارد Olea europaea که از دوران باستان برای تهیه روغن زیتون و نیز برای خوردن خود میوه آن کاربرد داشته است (که در حالت طبیعی تلخ است که باید در معرض تخمیر طبیعی قرار گیرد و یا به منظور قابل خوردن نمودن، آن را در آب نمک بخوابانند).
زیتون وحشی به شکل درخت کوچک یا بوتههایی با رشد هرزه و تیغدار است که دارای برگهایی دوک مانند وتیز، رنگ سبزمایل به خاکستری در قسمت بالا میباشد، زیتون وحشی جوان در قسمت پایین سفید رنگ و دارای پولکهایی مایل به سفید است ؛ گلهای سفید کوچکی دارد که کاسه و جام گلها دارای چهار درز کاسه گل، دو پرچم و کلاله شکافته میباشد این گلها به تدریج به شکل خوشههایی که ازبغل برگها ظاهر میشوند بر روی چوبهای سالهای آخر میروید ؛شفت (میوه) در گیاه وحشی کوچک و دارای غلافی گوشتداراست این غلاف که تعیین کننده ارزش اقتصادی میوه میباشد در نوع وحشی نسبتاً نازک است. انواع کشت شده خصوصیات متفاوتی دارند اما فشرده تر، حاصلخیزتر و بی خار است. منطقهای بومی و مسلم در سوریه و قسمتهای ساحلی آسیای میانه، فراوانی آن دریونان ومجمع الجزایر آن و کنایات فراوانی که توسط شعرای قدیمی در مورد آن بکار رفته نشان میدهد که زیتون بومی این نواحی بوده است اما در نواحی دورافتاده از مشرق زمین زیتون کشت نشده و کم و بیش به شکل نوع ابتدایی خود بازگشته است. این مسئله نشان دهنده مزیتی ویژه برای خاکهای آهکی و تمایل به نسیم دریایی است، درحالیکه شکوه و جلال خاصی بر روی سراشیبیهای آهکی و پرتگاههایی که بیشتر سواحل شبه جزیره یونان و جزایر کنار آن را تشکیل میدهند ایجاد شده است. از دیدگاه پرورش دهندگان مدرن، تنوع زیتونهای شناخته شده بسیارزیاد است. فقط در ایتالیا حداقل 300 گونه وجود دارد اما تعداد کمی از آنها تاحد زیادی رشد میکنند.گونههای اصلی ایتالیا 'Leccino', 'Frantoio'و 'Carolea' هستند.هیچکدام از آنها را نمیتوان با توصیفات باستانی همانند دانست، اگرچه بعید نیست بعضی از گونههای نازک برگ که بیش از همه مورد توجه میباشند از تبار Licinian معروف باشند.درختان پهن برگ اسپانیا میوههای درشت میدهند اما غلاف آنها طعمی نسبتاً تلخ تر دارد و کیفیت روغن آنها نامرغوب تر است.این زیتونهای اسپانیایی است که معمولاً پس ازسوراخ سوراخ شدن و پر شدن پرورده شده وپس از خواباندن در آب نمک تازه خورده میشوند(با فلفل ترشی، پیاز ترشی یا سایر چاشنی ها). درختان زیتون حتی زمانیکه بدون هرس رشد آزادانه دارند دارای رشد بسیار آهستهای هستند اما هنگامیکه امکان رشد طبیعی را در طول چند سال پیدا میکنند گاهی اوقات قطر تنه آنها به میزان چشمگیری افزایش مییابد. De Candolle محیطی بیش از 10 متر (33 پا) را به ثبت رسانده که احتمال میرود عمرآن به چند قرن برسد. قدمت بعضی از درختان زیتون ایتالیا را به اولین سالهای امپراتوری یا حتی روزهای جمهوری روم نسبت میدهند؛ اما همیشه سن چنین درختان باستانی در زمان رشد مورد تردید قرارمی گیرد و شناسایی آنها با توصیفات قدیمی هنوز دشوارتر است.درختان تحت پرورش به ندرت به ارتفاع بیش از 15 متر میرسند (50 فوت) و معمولاً در فرانسه و ایتالیا بهوسیله هرس کردنهای زیاد به ابعادی بسیار محدود ترمنحصر میشوند .چوب آن که به رنگ زرد یا قهوهای مایل به سبز روشن است اغلب با ته رنگ تیره تری رگه دار شده است و بسیار سخت و متراکم میباشد چوب آن برای قفسه سازان و خراطان تزئینی بسیار با ارزش است.
ادامه مطلب
به نام خداوندی که انسان را از خاک آفرید و دوباره به خاک بر می گرداند. اکنون در تاریخ ۰۵/۰۶/۸۶ که شروع به نوشتن این وبلاگ نمودم ،در ابتدا باید هدفم را ازاین کار مشخص کنم. من مسعود رفیعی کلشتری، پسری 18 ساله هستم که هدفم از نوشتن این وبلاگ این است که مردم ایران و حتی ایرانیان خارج از کشور را با این روستای بزرگ و سرسبز آشنا کنم. فرهنگ کهن و تاریخچه ی این روستا را به مردم ایران و حتی بعضی از اهالی این روستا (تازه به دوران رسیده ها) نشان دهم. این وبلاگ ، دومین وبلاگی است که برای این روستا نوشته شده است. قبل از این، وبلاگی به نام «کلشتر، دیاری به رنگ زیتون» که توسط یکی از هم محلی های خودم نوشته شده بود وارد بازار اینترنت شد. اما کار این دوست عزیز دارای نواقصی بود و نمی شد که نقص نداشته باشد، چون کار بدون نقص مال خداست واین انسان است که همواره از نقص و نیاز ناشی است. مهمترین نقص این وبلاگ این بود که، با توجه به این که این وبلاگ برای روستای کلشتر نوشته شده است،خیلی کمتر به مسائل داخلی کلشتر پرداخته شده و بیشتر به مسائل حاشیه نظیر عاشقانه،علمی و… دامن زده شده بود. من در این وبلاگ سعی کردم که بیشتر مسائل را به خود کلشتر اختصاص دهم. در این وبلاگ سعی شده است بیشتر، از تیترهایی مانند: موقعیت جغرافیایی وجمعیت ، تاریخچه و فرهنگ ، زبان، لهجه و گویش ، مناطق ومناظر دیدنی ، محصولات کشاورزی و ... استفاده شود. ادامه مطلب
روستای کلشترواقع در استان گیلان و در جنوب شرقی شهرستان رودبارزیتون واقع است.این روستا در 250 کیلومتری پایتخت و در 60 کیلومتری مرکز استان و در 3 کیلومتری مرکز شهرستان رودبار قرار دارد. روستای کلشتر دارای جمعیتی بالغ بر 7000 نفر است که از این تعداد بیش از 3000 نفر در خود کلشتر و مابقی در شهرها و استانهای دیگر کشور زندگی می کنند و حتی تعدادی هم در خارج از کشور ساکن هستند. به دلیل این که این روستا در قسمت کوهستانی و در ارتفاعات این شهرستان بزرگ قرار دارد، دارای تابستان های خنک و زمستان های سرد است. آب آشامیدنی این روستا ازسرچشمه ای بسیارمعروف که نام کلشترروی آن است تامین می شود. سرچشمه ی کلشتر که به زبان محلی (چَیمَه بار) «Chayma bar» می گوییم از مهمترین تفرجگاه های این روستا و حتی شهرستان به شمار می آید و در 6 کیلومتری مناطق مسکونی این روستا قرار دارد. این روستا از محلهای کوچکی به نام های: پَسکَلا«Paskala» ،منتی«Menati»، چوپونَ نایه«Choopoona naya» ، مِلُّطاق « Mellatagh»،جیرطاق«Jirtagh» ، سراب«Sarab » ، مرز«Marz» ، قرتمله«Ghortamalla»، و محل های کوچکتری که آوردن نام آنها ضروری نمی باشد تشکیل شده است.
روستای کلشتر، چشم انداز طبیعی زیبایی دارد. به طوری که وقتی از روی ارتفاعات به بافت محل و مناظر آن نگاه می کنیم، صحنه ی بسیار جالبی نمایان می شود. این روستا مکانهای دیدنی و ییلاقی بسیار زیادی دارد که مورد توجه عام و خاص قرار گرفته است. مهمترین مکان سیاحتی و ییلاقی این روستا سرچشمه ی کلشتر می باشد. همانطور که در قسمت های قبل گفته شد در فاصله ی 6 کیلومتری کلشتر قرار دارد. اما مکانهای دیدنی دیگری وجود دارد که در اطراف محل واقع هستند مانند « آبشار منتی» (Abshare Mennati) ، «قلمبه» (Gholombe) ، «شاولو»(Shavaloo) و دارای دو امامزاده ی بسیار زیبا به نام های « شاهزاده ام کلثوم(ع)» و «شاهزاده ابوطالب(ع)» است که به روایت و به گفته ی قدیمی ها «شاهزاده ابوطالب(ع)» برادر هشتمین اختر تابناک،«امام رضا(ع)» است. اما جنگلها و ییلاق های بسیار زیبایی در ارتفاعات محل وجود دارد که از آوردن چند تا از نام آنها که به زبان محلی نوشته می شود اکتفا می کنیم؛ مانند: چیمه بار(Chayma bar) ،مرجون آوا(Marjon ava) ، یوزدربن (Youz daraben) ،نودی (Noodi) ، سودی (Soodi)، خیابلار(Khiyablar)، سردگاه(Sar degah)، الواَچالاهای (Alooa chalahay)، آسمان سرا(Asman sara) ، پیلاخونی(Pillakhoni) ،مداواچال(Medavachal) ، خوشاخور(Khoshakhora) ، چونگا (Chonga)، و خیلی از جاهای دیدنی دیگر که آوردن نام آنها ضروری نمی باشد. عکسها
روستای کلشتر دارای قدمتی بیش از هزار سال است که در گذشته به نامهای کُلش دره(kolash dareh) کُلش تَر(kolash tar) کَله شُتُر(kale shotor) بوده است. آغاز زندگی این روستا از منطقه ى ییلاقی گاو کول که فاصله ى زیادی با کلشتر کنونی دارد بوده است که به تدریج پایین تر آمده و به پیلا خانی، مرجان آباد، چاکن، مداوا و محله ى سراب کشیده شده اند و همچنان این حرکت ادامه دارد و به سمت رودبار در حال حرکت هستند. در آن زمان شهرستان رودبار به سه بخش رحمت آباد، خورگام و بلوکات تقسیم می شد که روستای کلشتر در بخش رحمت آباد وجود داشت و مرکز حکومت این سه بخش روستای کلشتر بود، به طوری که خان کلشتر، دو خان دیگر را تعیین می کرد و آنها زیر نظر کلشتر بودند و اختلافات آنها در کلشتر حل می شد. نژاد کلشتر از تات، کرد و تالش است. از همان زمان تاکنون روستای کلشتر بزرگترین و پرجمعیت ترین روستای استان گیلان به شمار می آید و طبق آماری که در سال 1365 گرفته شده بود نزدیک به 4000 نفر جمعیت داشت که بعد از زلزله ى 31 خرداد69 از مقدار این جمعیت کمی کاسته شد. قابل ذکر است که در سال 1340 در این روستا دو بانک صادرات و ملی بود ، در صورتی که در شهرستان رودبار غیر از این دو بانک، بانک دیگری وجود نداشت. در زمان قاجار بعضی از خوانین رشت به نام مفخم که پدر بزرگ سمیعیان معروف بودند، با طمع و فریبکاری می خواستند برکلشتر حکومت کنند وحتی برای پیشبرد این کار در کلشتر زمینی خریدند و ساختمانی عریض وزیبا برای مرکز حکومت ساختند که از آن زمان به بعد به آن منطقه اربابی می گویند. بلوک سمیعی که از خانهای معروف رشت بود به غیر از کلشتر تمام اراضی آن سه بخش را خریداری نمود و چون مردم کلشتر باهوش بودند به غیر از زمین اربابی زمین دیگری ندادند. ناگفته نماند منطقه ى بلوکات از نام بلوک سمیعی گرفته شده است. عده ای از کلشتری ها با رهبری کدخدا نوروز و ملاجان، سمیعی ها را از کلشتر بیرون راندند، که خاندان سمیعی برای مقابله با کلشتری ها به تهران رفتند ولی نتیجه ای نگرفتند که بعد از نظم و قانون ایجاد شده در مملکت، اراضی سمیعی ها را از آنها گرفتند و به مردم باز گرداندند. (تمامی این مطالب با سند و مدرک آورده شده است و کسانی که خواهان مطالب بیشتر هستند می توانند به کتابهای خاتون هفت قلعه، نوشته ى دکتر محمود پالیزی و گیلانشناسی به نویسندگی نماینده ى کنسولگری انگلیس در گیلان مراجعه نمایند.) ادامه مطلب
در هر روستایی، مردمان آن به زبان خاصی صحبت می کنند، که مردم کلشتر از زبان فارسی، لهجه گیلکی و گویش تالشی استفاده می کنند. زبان محلی این روستا شباهت زیادی به زبان گیلکی دارد، ولی گیلکی غلیظ نیست، چون هر چقدر که از مرکز استان دورتر و به پایتخت نزدیکتر می شویم از غلظت این زبان کاسته می شود و به مرور زمان از واژه های تالشی کاسته شده است و بیشتر به فکر یک زبان مخصوص برای خود هستند . ما در محل به تعریف خودمان به زبان کلشتری صحبت می کنیم( منظور از زبان همان گویش است) ودر سطح شهرستان به مجموع این زبان، زبان رودباری، ودراستان گیلکی می گویند. زبان کلشتری با وجود فاصله کمی که با رودبار دارد(3کیلومتر) در خیلی از کلمات با زبان رودباری تناقض دارد. برای مثال، ما به کلمه ی« پایین» به زبان محلی «جیر» (Jir) وبه « بالا»،« جوئَر»(Jooar) می گوییم در صورتی که در 3کیلومتر پایین تر از ما به ترتیب به این کلمات «جیرا» (Jira) و«جورا» (Jora) می گویند. ما در زبان کلشتری حتی شاهد خلاقیت هم هستیم. مثلا کلمه ی «جاری» که نسبت بین دو یا چند عروس در یک خانواده می باشد، ما به زبان محلی « هومَ ویی» (Homa vayi) می گوییم که خلاقیت آن در اینجاست که این کلمه از دو بخش «هوم» (Home) و «ویی» (vayi) تشکیل شده است، که «هوم» (Home) به زبان انگلیسی معنای خانه می دهد و «ویی» (Vayi) به زبان گیلکی معنای عروس می دهد که با هم درآمیختن این دو کلمه معنای عروسهای خانه پیدا می کند. در مجموع و در خلاصه ی کلام می توانم بگویم که زبان کلشتری، زبان شیرینی است که ما کلشتری ها آن را از زبان گیلکی جدا و مختص خودمان می دانیم.
هر روستایی برای کسب درآمد کشاورزی دارای یک محصول است و یکی از روستاهای رودبار که زیتون محصول آن می باشد، روستای کلشتر است. همانطور که گفته شد، مهمترین محصول کلشتر زیتون است که از خود میوه ی زیتون و روغن زیتون و صابون زیتون برای کسب درآمد استفاده می شود. زیتون دارای خواص دارویی زیادی است، مثلا از برگ درخت زیتون برای تنظیم فشار خون استفاده می شود و از روغن زیتون به عنوان تسکین دهنده ی مفاصل استخوانی و کمردرد ها و پادردها استفاده می شود. از روغن زیتونی که قابل خوردن نباشد و تند باشد و یا به اصطلاح محلی گلو بزند ، برای ساخت صابون زیتون استفاده می شود که تقویت کننده ی مو می باشد. بعد از روغن گیری مقداری تفاله از مغز زیتون باقی می ماند که برای خوراک دام استفاده می شود. محصول دوم این روستا گندم می باشد که تعداد زمین های آن نسبت به باغهای زیتون خیلی کمتر می باشد و به علت نبودن زمینهای پهناور در اطراف محل، برای کاشت گندم؛ از زمین های ارتفاعات ییلاقی استفاده می شود و مهمترین مرکز رشد گندم، منطقه ی ییلاقی مرجان آباد می باشد که به زبان محلی و طی مرور زمان به « مرجون آوا» (Marjon Ava) تبدیل شده است، می باشد. محصولات دیگری در این روستا وجود دارد که برای تنوع کاشته شده است مانند: پرتقال، انگور، گردو، انار، انجیل، زردآلو، آلوچه، بادام درختی و سبزیجات و ... .
زغال سنگ: در قسمت های قشلاقی محل و در مناطقی به نام انجیلک (Anjilak) و میشناب(Mishenab) منابع زغال سنگ وجود دارد که آثار آن به صورت تونلهای حفر شده مو جود است. سنگ آهک: در 5 کیلومتری جنوب غربی کلشتر یک معدن سنگ آهک وجود داشت که در کنار آن یک کوره ی آهک پزی ساخته بودند و از آهک همان معدن استفاده می نمودند. سرب: در قسمت های ییلاقی و جنگلی ، در محلی به نام سَنگَرِه پِشت (Sangare pesht) معادن سرب وجود داشت که در گذشته از آنجا بهره برداری می شد و بسیاری از مردم کلشتر در آنجا مشغول به کار بودند ، که هنوز آثار تونلهای حفر شده در این مناطق به چشم می خورند. آب گرم: در 5 کیلومتری جنوب غربی کلشتر و در کنار معدن سنگ آهک ، یک چشمه ی آب گرم وجود دارد که از دل سنگهای آهکی فوران می کند و برای رفع امراض، از قبیل درد کمر و پا بسیار مفید است.
زهرا ماما زهرا شافعی کلشتری که ما کلشتری ها او را زهرا ماما صدا می کنیم، بیش از 130 سال سن دارد که در محله ی سراب زندگی می کند. وی در حال حاضر دارای دو پسر و دو دختر می باشد و بیش از 100 نوه، نتیجه و نوینه دارد. در طول زندگی خود یکبار شوهر کرده است و از شوهر خود 40 سال بزرگتر بود که او را درسال 67 از دست می دهد. او 12 بار زایمان کرده است که به علت شیوع بیماریهای مختلف در آن زمان و نبود امکانات پزشکی، از آنها 4 فرزند باقی مانده است. او در عمر 130 ساله یا شاید بیشتر خود، حکومت های زیادی را دیده است که اولین آن محمد علی شاه بود. از وی پرسیدیم که از دوران کدام حکومت راضی هستی؟ با خنده ای زیبا گفت: امام خمینی و شهید رجایی نعمت بزرگی بودند ولی حیف که از دستشان دادیم. "خداوند انشاالله به همه ی ما عمری با عزت مانند زهرا ماما بدهد."
معنی بعضی از مکانهای دیدنی و ییلاقی کلشتر پیلا خانی: همانطور که در مطالب قبل گفتیم ، مدتی مرکز حکومت در این منطقه بود و خان بزرگ این سه بخش در این محل حظور داشت. از طرفی چون ما به زبان محلی به کلمه ی «بزرگ»، « پیلهَ» (Pillah) می گوییم، لذا نام این محل را« پیلا خانی» نهادند. مرجان آباد: نام خواهر خان کلشتر مرجان بود و از طرفی چون او باعث آبادی این محل (مرجان آباد) بود، نام این محل را مرجان آباد گذاشته اند. آسمان سرا: بلند ترین و بالا ترین نقطه ی ییلاقی کلشتر، جنگل آسمان سرا است و چون از همه جا بلندتر و نزدیکتر به آسمان است نام این محل را آسمان سرا نهاده اند. خوشاخوره: منطقه ی ییلاقی خوشاخوره، همان خوش آب و خوره است که به مرور زمان به این نام تبدیل شده است. این منطقه دارای آب و هوای بسیار خنکی است و یک چشمه در آنجا وجود دارد که آب آن از آب سرچشمه ی کلشتر، سرد تر و گواراتر است. به این دلیل است که نام این محل را خوشاخوره نهادند. چاکن: در زمانهای قدیم و حتی حال بعضی از دامداران، مقداری از زمین این منطقه را حصار، که به زبان خودمان چاک می گوییم، می گرفتند تا علف آن منطقه از گزند حیوانات در امان بماند. نام چاکن که معنای چاکها می دهد از همان چاک گرفته شده است. مداوا: ما در مطالب قبل گفتیم که شروع زندگی از گاوکول بود که به چاکن هم رسید. زمانی که مردم در چاکن زندگی می کردند، یک درمانگاه در مداوا (به دلیل نزدیکی به چاکن) ساخته شده بود و مردم خودشان را در آنجا درمان می کردند. کلمه ی مِداوا از همان مُداوا گرفته شده است. آیا از حمام «لیلی بولاقی» چیزی می دانید؟ بین یوزدربن و نودی یک محلی وجود دارد که در آنجا آثار یک حمام مشاهده می شود. این صحنه نمایانگر این است که در گذشته، آنجا محل زندگی بود. نام این حمام از همان زمان لیلی بولاقی بود. |